عزیزترین٬ عزیزترینش را به آغوش خاک می‌سپارد


اندوه است که جایِ شرجی این شهر را به آغوش کشیده است

گرد غم است که می‌چسپد به کل این زندگی؛ زندگی‌ای که در آن دیگر مادر بزرگ نیست


خونه‌ی مادر بزرگه دیگه شادی نداره!


قطعی‌ترین امر عالم است؛ می‌دانیم...

« هر زنده‌ای مزه‌ی مرگ را می‌چشد و به سوی ما بازگردانده می‌شوید » (۱)


بعد از مبارزه و تلاش بسیار، موعدش فرا رسید و مانند نامِ نیکش معصومانه به سویش بازگردانده شد


اما ماییم و جای خالیش

ماییم و خاطرات شیرینش

ماییم و حسرت دیدارش

ماییم و بی‌قراری در نبودنش

ماییم و بی‌قراری و بی‌قراری و بی‌قراری...


امیدواریم به « لَا یُکَلِّفُ اللَّهُ نَفْسًا إِلَّا وُسْعَهَا » (۲) یش که صبرمان در برابر مصیبتش خارج نباشد از حد توانمان


و می‌دانیم که زندگانی متوقف نمی‌شود

حیات ادامه دارد، زندگیِ ما نیز هم

زندگیِ ما هنوز در جریان است

زندگیِ ما هنوز رنج‌ها، خوشی‌ها، غم‌ها و شادی‌ها دارد

و هنوز امتحان ما به اتمام نرسیده است

تا زمانی‌که نوبت چشیدن طعم آن شربت به ما رسد

پس تا آن زمان باز هم کنار هم خواهیم ایستاد

باز هم دوشادوش هم به زندگی ادامه خواهیم داد و یاد عزیزانمان را تا همیشه در سینه‌هایمان محفوظ خواهیم داشت


باشد که به اتفاق هم با انبیاء ، راست‌گویان ، شهدا و درست‌کاران محشور گردیم که « آنان چه اندازه دوستان خوبی هستند! » (۳)

آمین

 



ادریس یازدهم مردادماه یکهزار و سیصد و نود و هفت

 


(۱) : قرآن کریم  / سوره‌ی عنکبوت / آیه‌ی ۵۷

(۲) : قرآن کریم / سوره‌ی بقره / آیه‌ی ۲۸۶

(۳) : قرآن کریم / سوره‌ی نساء / آیه‌ی ۶۹