حکایت این چند روزه ام مثل حکایت خرگوش است در فصل بهار! میگویند خرگوش در فصل بهار لاغرتر میشود،چون نعمت آنقدر فراوان است که خرگوش بیچاره میماند از کجا شروع کند و بیشتر از این سوی سبزه زار به آن سو می دود که سبزه های متنوع را بیازماید تا اینکه مشغول خوردن باشد،در نتیجه لاغرتر از قبل خواهد شد! اکنون حال و روز من نیز اینگونه است.مطالب زیادی در ذهنم می آیند و نمی دانم از کدامشان بهره بجویم.از هرکدام چند خطی می نویسم و بی آنکه به سرانجامی برسد به سراغ دیگری می روم.فعلن همه را به بایگانی سپرده امشان،شاید روزی بکار آیند.
با اتفاقات خوب و بدی-شاید به ظاهر بد و در باطن بازهم خوب باشند-که در چند وقت اخیر بصورت متوالی برایم به وقوع پیوسته اند بیشتر به این موضوع مهر تأیید می زنم که به واقع دنیا پر است از موضوعات متناقض و گاهی متضاد.جایی تولد و جایی مرگ،جایی شادی و جایی غم،جایی برد و جایی باخت و الخ.
شاید یکی از قشنگ ترین جملاتی که در این باره در ذهنم نقش بسته است،جمله زیبای زیر باشد از ساموئل بکت:
"اشک های جهان را میزانی همیشگی است.هر آنکه در جایی گریه آغازد،دیگری در جای دگر ز گریه باز ایستد.خنده نیز چنین است".
زندگی همه آدم ها پر است از این حوادث،فقط نوع پر بودنش فرق میکند.

واقعا چه جمله زیبایی.دست ساموئل بکت از یه طرف درد نکنه، دست اونیکه اینو واست اس ام اس کرد هم خیلی درد نکنه
صدالبته
یه روز شادی یه روز غم -یه روز زیاد یه روزکم کار استو کریمه . بامید روزهای شادتر وزیادتر. هدایت -تندرستی -طول عمر - رزق وروزی- بزودی بخت خوبی - عفت وپاکدامنی . اللهم انا نسئلک العفو والعافیه فی الدنیا و الاخره
این بخت خوب رو که نوشتن بدجور دریاب

همیشه مطالب در ذهن ما همینجوره آخه همه چیز تو این دنیا درهمه . این خیلی خوبه که که ما فکر کنیم به هر مسئله ای
همه چیز درهمه و ما هم که استاد ملاقه کشیدن!!
کاملن درسته.
هر روز واسه خودش حداقل یه داستان قابل نوشتن داره.
بایگانی کردن خیلی خوبه،ولی به شرطی که بنویسی ایده ات رو و هر از گاهی مرورشون کنی تا یادت نره قراره یه روزی استفاده شن.
موفق باشی
سپاس،همچنین...