آذرآبادگان،آن قلب همیشه تپنده ایران در سرشت گیتی گرفتار شد و فاجعه ای انسانی به بار آمد.آن عزبزان دیگر به ما بر نمی گردند اما باید به سراغ داغدیدگان بلازده برویم،با آنان همدردی کرده و زندگی آینده شان را دوباره سازی کنیم.
از این دوردست کاری شایان و درخور شأن آن مردم پیشتاز بر جانفشانی های میهنی،در حال حاضر از من برنیامد جز غم و ماتمی که بر دیگر ماتم هایم افزود.
دست خالیِ آن مردمانی را می بوسم که با همت خودیاری به سراغ هموطنان می روند و آنان را تنها نمی گذارند.
بلا دور،تنتان سالم و دلتان همیشه بی غم باد.
محمدرضا شجریان
بر گرفته شده از سایت دل آواز
درود بر این استاد بزرگوار....
آخه زمین هم سرماخورده و هی پشت سرهم عطسه میکنه...

یکی از دوستای من هم اهریه...خدا به بازماندگان صبر بده...
دلمون برا استاد خیلی تنگ شده. کاش یه بار دیگه بشه بیاد و برنامه اجرا کنه. مطمئنا این دفعه دیگه هیچ درنگی جایز نیست برای از دست دادن این صدای پر شور. ولی چه آرزوی عبثی.

بشه بیااااد؟!!! اونم تو این سرزمین؟!!! با این حاجی آقاهای کلاه به سرش؟!!!!
بسیار متاسفم برای این بشر کوته فکر بی مصرف. آه خدایا صبری...
دست تو و استاد درد نکنه...
به امید اینکه دیگه برای هیچ کسی همچین اتفاقی پیش نیاد
زلزله در لحظه ای همه چیز رو نابود میکنه.دیشب گفتگویی بود با عکاسانی که به این منطقه رفته بودن . حرفهای غم انگیزی میزدن. به هر حال...
خدا بزرگه ...
البته خودمونم مقصریم! چون متأسفانه هیچوقت به فکر پیشگیری نیستیم.بیشترین آمار تلفات بخاطر سازه های غیر استاندارده...